به وبلاگ کمیسیون فناوری استان خوش آمدید کمیسیون فن آوری اطلاعات استان همدان - نقش ict در آموزش
 
کمیسیون فن آوری اطلاعات استان همدان
کمیسیون فن آوری اطلاعات و ارتباطات استان همدان
درباره وبلاگ


((در قرن بيست‌ويكم، بي‌سوادان آنهايي نيستند كه نمي‌توانند بخوانند يا بنويسند، بلكه كساني هستند كه نمي‌توانند ياد بگيرند، و بازآموزي كنند...؟ )) آلوين تافلر
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 :: 10:26 ::  نويسنده : کمیسیون فن آوری اطلاعات و ارتباطات استان


نگرانی در مورد کیفیت و  روش آموزشی با ضرورت توسعه فرصتهای آموزشی آنهایی که بیشترین آسیب پذیری را براثر جهانی سازی دارند همزیستی دارد. عموما“ تغییرات جهانی سازی درکشورهای درحال توسعه،برروی گروههای کم درآمد، دختران و زنان و خصوصا“ کارگران کم مهارت، همچنین همه گروهها برای کسب و بکارگیری مهارتهای جدید فشار می آورد. سازمان جهانی کار نیازهای آموزشی وپرورشی در اقتصاد جدید جهانی را بعنوان "آموزش پایه برای همه "، "مهارتهای کاری برای همه" و "آموزش مادام العمر برای همه " تعریف می کند.
فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT)  شامل، رادیو وتلویزیون و همچنین فناوری های دیجیتال جدیدتر مانند کامپیوتر واینترنت،  بعنوان ابزارهای بالقوه نیرومند و فعال کننده  اصلاح و تغییرات آموزشی معرفی می شوند.

 


ICT های مختلف وقتی بطور مناسب بکار برده می شوند می توانند به توسعه دسترسی به آموزش کمک کرده و رابطه بین آموزش و کارگاههای روزافزون دیجیتالی را تحکیم کنند، همچنین کیفیت آموزش را با کمک ایجاد آموزش و یادگیری در یک پروسه فعال متصل به زندگی حقیقی بالا ببرند. بهرحال  تجربه مطرح شدن ICT های مختلف در کلاس درس و دیگر مکانهای آموزشی درسراسر جهان در طی چند دهه گذشته بیانگر اینست که تحقق کامل منافع بالقوه آموزشی ICT ها خودکار نیست. یکپارچه سازی موثر ICT ها در سیستم آموزشی یک فرایند پیچیده است که نه تنها فناوری را درگیر می کند بلکه برنامه آموزشی و فن آموزش، آمادگی نهادی، شایستگی های  معلم و سرمایه گذاری دراز مدت را هم درگیر می کند. درحقیقت چنان اهمیت حیاتی به موضوع می دهد که بدست آوردن فناوری آسانترین قسمت آن است.
 
1 - تشریح واژه ها
1-1 ICT ها و کاربرد انواع رایج آنها درتحصیلات و آموزش
ICT ها معرف فناوری های اطلاعات وارتباطات هستند و برای این منظور، بعنوان یک مجموعه متفاوت از ابزارها و منابع فناوری، بکاررفته برای برقراری ارتباط ,‌ایجاد،انتشار، ذخیره کردن و مدیریت اطلاعات تعریف شده اند. این فناوری ها شامل ,‌ کامپیوتر، اینترت، فناوری های پخش برنامه ( رادیو وتلویزیون) و تلفن است.
درسالهای اخیر موج شدیدی ازعلاقه عمومی درمورد اینکه چگونه کامپیوترها و اینترنت می توانند بهتر تحت کنترل درآیند تا کارایی و تاثیر آموزش را درهمه سطوح ودرهردو زمینه رسمی و غیررسمی پیشرفت دهند، آغاز شده است. اما ICT ها بیشتر از فقط یک فناوری هستند,‌  هرچند امروزه به فناوری های قدیمی مانند تلفن، رادیووتلویزیون، توجه کمتری می شود ولی درگذشته بعنوان ابزارهای آموزشی استفاده می شدند . مثلا“ رادیو  و تلویزیون برای بیش از چهل سال برای آموزش باز و از راه دور بکاررفته اند. دراین راستا هرچند چاپ گرانترین روش باقی مانده است ولی دردسترس ترین بوده و لذا درکشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه برجسته ترین مکانیسم ارایه است.
کاربرد کامپیوتر و اینترنت هنوز در کشورهای درحال توسعه مراحل اولیه را می گذراند و اگر بخواهند بکارگرفته شوند بعلت زیرساخت محدود، دسترسی به آنها گران تمام می شود. بعلاوه فناوری های مختلف برای اینکه بعنوان یک مکانیسم منحصربفرد ارایه شوند، نوعا“ بصورت ترکیبی استفاده شده اند. بعنوان مثال انجمن رادیو اینترنتی   Kothmale، پخش اخبار رادیویی و فناوری اینترنت و کامپیوتر را با هم بکارمی برد تا مردم به آسانی بتوانند در اطلاعات و ایجاد فرصتهای آموزشی در یک جامعه روستایی (سری لانکا) سهیم شوند.
دانشگاه غیرحضوری انگلستان (UKOU)  در سال 1969 بعنوان اولین موسسه آموزشی در سراسر جهان به آموزش از راه دور اختصاص یافت و بندرت برموضوعات چاپی تکیه دارد. همچنین دانشگاه غیر حضوری ایندراگاندی در هند کاربرد چاپ، نوارهای صمعی وبصری، پخش رادیویی و تلویزیونی و فناوری های کنفرانسی را با هم آمیخته کرده است.

 

 


1-2 آموزش از راه دور
هرچند عرفا“ با تحصیلات بالاتر و آموزش واحدی آمیخته شده، اما آموزش از راه دور شامل یادگیری در همه سطوح، چه رسمی و چه غیررسمی می شود. آموزش از راه دور یک شبکه اطلاعاتی شامل، اینترنت،  یک اینترانت (LAN) یا (WAN)، را بطور کلی یا جزیی برای برقراری دوره ها، اثرات متقابل و یا تسهیل امور بکار می برد. برخی آموزش ONLINE ی  را ترجیح می دهند که درآن، یادگیری برپایه وب بعنوان زیرمجموعه ای از آموزش از راه دور است که به کاربرد یک جستجوگر اینترنتی ( مانند Internet explorer یا Netscape ) برای این منظور اشاره دارد.
1-3 یادگیری مختلط
یک واژه دیگر که امروزه درحال رواج یافتن است یادگیری مختلط است. و آن دربرگیرنده مدلهای یادگیری است که سیستم سنتی کلاس درس با شیوه های یادگیری از راه دور آمیخته می شود. مثلا“ دانش آموزان در یک کلاس سنتی می توانند به هردو روش یعنی استفاده از موضوعات چاپی یا موضوعات online رجوع کنند وبا معلم خود از طریق chat (گفتگو همزمان) ارتباط داشته باشند ویا از پست الکترونیکی استفاده کنند و یک دوره آموزشی برپایه وب هم می تواند به دوره اضافه شود.   یادگیری مختلط بدینوسیله رواج یافت که دریافت، آموزش کامل صرفا“ در یک محیط الکترونیکی حاصل نمی شود، بخصوص اینکه نقش معلم بکلی نادیده گرفته شود. درعوض باید موضوعات آموزشی ونتایج آنها و اهمیت فرد، ویژگیهای دانش آموزان و زمینه آموزشی بمنظور رسیدن به یک ترکیب مطلوب روشهای آموزشی درنظر گرفته شود.
1-4 آموزش غیر حضوری وباز
آموزش باز و از راه دور بوسیله جوامع مشترک المنافع آموزشی بعنوان " یک راه ایجاد فرصتهای آموزشی که با جداسازی معلم و دانش آموز از نظر زمانی و مکانی یا هردو " مطرح شد، آموزشی که از بعضی جهات بوسیله یک نهاد یا موسسه تصدیق شده است. کاربرد یک دسته مختلف از وسایل ارتباطی مانند چاپ، الکترونیک، ارتباطات دوطرفه، که به دانش آموزان و معلمان اجازه برقراری ارتباط متقابل را می دهد و همچنین امکان ملاقاتهای حضوری و یک تقسیم کار درتولید وبرقراری دوره های آموزشی.
1-5 مفهوم محیط دانش آموز محور
شورای ملی پژوهش ایالات متحده، محیطهای دانش آموز محور را بعنوان "محیطهایی که توجه خاص به دانشه، مهارتها ,‌رفتارها و باورهای دانش آموزان درکلاس دارند" تعریف کرده است. مفهوم دانش آموز محوری از یک تئوری آموزشی بنام ساختارگرایی ناشی می شود، که آموزش را بعنوان یک پروسه که درآن افراد "ساختن وایجاد کردن" را براساس دانش وتجربه قبلی خود معنی می کنند، نشان می دهد. این محیط، تجربه افراد را قادر می سازد  که مدلها یا الگوهای فکری را بنا کنند تا براثر آن معنی وسازمانی برای تجربیات متعاقب ایجاد شود، لذا دانش "خارج ازآنج"، مستقل از دانش آموز و آنچه که او بطور منفعل دریافت می کند، نیست. بلکه دانش از طریق یک پروسه فعال که درآن دانش آموز اطلاعات را انتقال می دهد، فرضیه می سازد ودرباره کاربرد مدلهای ذهنی خودش تصمیم می گیرد. یک شکل دیگر از ساختارگرایی بنام ساختارگرایی اجتماعی هم، بر نقش معلم، والدین، همسالان و دیگر اعضای جامعه درکمک به دانش آموزان برای مفاهیم اصلی که آنها با فکر خود بتنهایی قادر به درک آن نیستند تاکید می کند. برای ساختارگرایان اجتماعی، آموزش باید فعال، دارای مفهوم واجتماعی باشد. اینکار در یک گروه که یک معلم بعنوان تسهیل کننده یا راهنما دارد به بهترین وجه اجرا می شود.
 
2 وعده های ICT
درآموزش
برای کشورهای درحال توسعه ICT یک امکان بالقوه، برای افزایش دسترسی و پیشرفت ارتباط و کیفیت آموزش دارد. ICT بطور زیادی کسب دانش و جذب وفراگیری آنر، با ارایه بی سابقه فرصت به کشورهای درحال توسعه برای افزودن و گسترش سیستمهای آموزشی ,‌ارتقا فرمول بندی و اجرای سیاستها وگسترش دامنه فرصتها برای کار و فقرا تسهیل می بخشد. یکی از بزرگترین سختیها که فقرا تحمل می کنند همچنین افراد دیگری که در فقیرترین کشورها زندگی می کنند، حس انزوایی است. فناوری های ارتباطی تضمین کاهش چنین حسی هستند وهمچنین تسهیل دردسترسی به دانش از طریق راههایی که قبلا“ غیرقابل تصور بوده است. هرچند، واقعیت تقسیم دیجیتال (شکاف بین آنهایی که به کنترل فناوری دسترسی داشته و کسانی که دسترسی ندارند) به این معنی است که معرفی و یکپارچه سازی ICT در سطوح مختلف و درانواع متنوع آموزش، پرچالش ترین تعهدات است. شکست در این مبارزه به معنی بیشتر شدن شکاف دانش و عمیق شدن نابرابریهای موجود اقتصادی و اجتماعی است.
 2-1 چگونهICT   می تواند به توسعه دسترسی به آموزش کمک کنند؟
ICT یک ابزار بالقوه نیرومند برای توسعه فرصتهای آموزشی، چه رسمی و چه غیررسمی است برای حوزه های قبلا“ ذکرشده (جمعیتهای متفرق و روستایی) اقلیتهای قومی، زنان، دختران ، افراد ناتوان و پیران گروههای بطور سنتی محروم از آموزش بعلت دلایل فرهنگی یا اجتماعی هستند، همچنین همه افرادی که بدلایل مالی یا محدودیت زمانی قادر به ثبت نام در مراکز آموزشی نیستند.
هر زمان، هرجا (خصیصه تعریف کننده ICT ) توانایی ICT در سبقت از زمان و مکان است. ICT، آموزش غیر همزمان یا آموزش با مشخصه یک تاخیر زمانی بین ارایه آموزش و پذیرش آن توسط فراگیران را ممکن می سازد.
برای مثال، مواد درسی دوره ای online ممکن است در سراسر روز یا هفته در دسترس باشند.
 ICT  الزام همه فراگیرن ومربیان نسبت به بودن در یک مکان فیزیکی را رفع می کند. بعلاوه انواع معینی از ICT مانند تکنولوژی کنفرانس از راه دور این امکان را می دهد که آموزش در یک زمان، بوسیله فراگیران متعدد و از نظر مکانی پراکنده،  مورد استفاده قرار گیرد.
دسترسی به منابع آموزش از راه دور . معلمان و شاگردان دیگر مجبور نیستند فقط به کتابهای چاپ شده و دیگر وسایل رسانه ای فیزیکی موجود درکتابخانه ها (که به مقدار محدود دردسترس هستند) برای نیازهای آموزشی خود متکی باشند. با اینترنت و شبکه جهانی وب، وسایل آموزشی زیادی تقریبا“ در همه موضوعات و با تنوع رسانه ها می تواند از هرجا و درهرمدت از روز و توسط تعداد نا محدودی از مردم قابل دسترس باشد.
این موضوع خصوصا“ در خیلی از مدارس کشورهای درحال توسعه چشمگیر است، همچنین حتی در بعضی از مدارس کشورهای توسعه یافته که منابع کتابخانه ای آنها محدود و منسوخ شده اند، اهمیت دارد.
ICT همچنین دسترسی به افراد و مراجع (مربیان، خبرگان، پژوهشگران، متخصصان، رهبران و اشراف) را درهمه جهان تسهیل می بخشد.
2-2 کاربرد ICT در آماده کردن افراد برای محیط های کاری
یکی از شایعترین دلایل ذکر شده برای بکارگیری ICT درکلاس، بهتر آماده کردن نسل فعلی دانش آموزان برای یک محیط کاری است،که درآن ICT خصوصا“، کامپیوتره، اینترنت و فناوری های مرتبط، روز به روز بیشتر رواج می یابند. لذا سواد تکنولوژیک یا توان بکارگیری موثر و بهینه ICT، بعنوان یک لبه رقابتی در یک بازار کار درحال جهانی شدن، بنظر می آید. التبه سواد تکنولوژیک فقط مهارت ارایه خوب کارها طبق خواست اقتصاد جدید جهانی نیست . آزمایشگاه آموزشی منطقه شمالی ایالات متحده آمریکا، آن چیزی که مهارتهای قرن 21 نامیده می شود را چنین شناسایی کرده است: سواد قرن دیجیتال ( خود شامل سواد عملکردی، سواد بصری، سواد علمی، سواد تکنولوژیک، سواد اطلاعاتی، سواد فرهنگی و هشیاری و آگاهی جهانی) تفکر اختراعی، تفکر در رسیدن به رتبه بالاتر، استدلال کامل، ارتباط موثر و بهره وری بالا . ( به جدول 1 برای توضیح بیشتر نگاه کنید)

2-3 کاربرد ICT  در پیشرفت کیفیت آموزشی
پیشبرد کیفیت آموزش و پرورش یک نکته حساس است. ICT می تواند کیفیت آموزش را از چندین راه تقویت کند: بوسیله افزایش انگیزه و ورود فراگیران به صحنه اشتغال، بوسیله تسهیل در کسب مهارتهای پایه ای و ارتقا تربیت مربی. ICT همچنین ابزاری انتقال دهنده است که وقتی بطور صحیح بکار برود، می تواند ابتکار را در یک محیط دانش آموز محور ارتقا دهد.
انگیزه برای فراگیری – ICT هایی از قبیل ویدئو، تلویزیون و نرم افزارهای چند رسانه ای که متن، صدا و تصاویر متحرک را ادغام کرده اند، می توانند برای ایجاد مضمونی معتبر و مبارزه جو که دانش آموز را در فرایند آموزش دخالت می دهد، بکار بروند. همچنین امواج متقابل و ارتباطی رادیویی، افکت های صوتی، ترانه ها، نمایشنامه ه، نمایش های کمدی و دیگر رسوم و سنتهای اجرا، برای وادار کردن دانش آموزان به گوش دادن و درگیر شدن آنها در ارایه دروس بکار می روند.
همینطور بهتر از هرنوع ICT ,‌ کامپیوترهای شبکه ای با اتصال به اینترنت می توانند انگیزه فراگیران را با ادغام توانگری رسانه ها و تعامل دیگر ICTها با ایجاد فرصت اتصال به جهان واقعی و مشارکت در وقایع جهان، افزایش دهند.
تسهیل فراگیری مهارتهای پایه ای – انتقال مهارتهای پایه ای و مفاهیمی که زیر بنای مهارتهای فکری درجه بالاتر و خلاقیت هستند می توانند بوسیله ICT بصورت شفاهی و عملی تسهیل شود . برنامه های آموزشی تلویزیون، ابزار تکرار و تقویت را برای تعلیم الفبا، اعداد، رنگه، اشکال و دیگر مفاهیم پایه ای بکار می برند. بیشتر کاربردهای  اولیه رایانه، برای تعلیم آموزش، مبتنی بر تسلط مهارتها، تقویت و تکرار محتوی درسی بود.
ارتقا تربیت معلمان – ICT همچنین برای پیشبرد دسترسی به تربیت معلمان و کیفیت آن بکار رفته است. مثلا“ موسساتی مانند مرکز تربیت معلم شبکه ای (CTTC) در کره جنوبی در حال بهره برداری از اینترنت برای ارایه فرصتهای بهتر توسعه و پیشرفت تخصصی معلمان، به صورت ضمن خدمت است. این مرکز که از طرف دولت تامین هزینه شده، درسال 1997 تاسیس شد. و دوره های آموزشی مبتنی بر شبکه جهانی وب را برای معلمان مقاطع ابتدایی و راهنمایی ارایه می کند. این دوره ها شامل "کامپیوترها درجامع اطلاعاتی"، "اصلاح آموزشی" و "جامعه آینده و آموزش" هستند. دوره های اختصاصی online نیز همراه با بعضی از دوره های کنفرانسی رودرو برگزار می کردد. در چین، آموزشهای فراگیر مبتنی بر رادیو وتلویزیون معلمان برای چندین سال است که توسط دانشگاه مرکزی رادیو وتلویزیون هدایت می شود. دانشگاه رادیو وتلویزیون شانگهای و خیلی دانشکده های رادیو وتلویزیون دیگر این کشور هم در این کار سهیم هستند.  در دانشگاه آزاد ملی ایندرا گاندی هند سیستم کنفرانس یکطرفه دیداری و دوطرفه شنیداری مبتنی بر ماهواره در سال 1996 بوجود آمد که بوسیله مطالب چاپی و ویدیوئی ضبط شده ارایه می گردد و910 معلم مقطع ابتدایی و کمک مربی از 200 موسسه محلی تربیت معلم را در ایالت کارناتاکا تعلیم می دهد. معلمان توسط گفتگوهای متقابل توسط تلفن و فاکس با هم در تعامل هستند.
دروس خصوصی الکترونیک برای ترفیع پایه فراگیران در Universitas Terbuka اندونزی – از زمان تاسیس در سال 1984 بعنوان اولین موسسه آموزشی آزاد از راه دور در اندونزی، دانشگاه Universitas Terbuka قدمهای بزرگی در راه ایجاد آموزش های رده بالا برای اندونزیها برداشته و بیشتر از چهارصد هزار دانش آموز چهارده ساله را در سطح ملی پوشش داده است. رسالت این دانشگاه نه تنها توسعه فرصتهای آموزشی بلکه پیشبرد کیفیت آموزش و مرتبط کردن آن با نیازهای توسعه ملی هم هست. در تلاش این موسسه برای ایجاد پی آمدهای کیفیت درآموزش، اخیرا“ کاربرد اینترنت و آمیخته ای از فاکس و فناوری اینترنتی را برای دروس اختصاصی دانش آموزان در چهل دوره از بیش از 700 دوره ارایه شده، مرسوم کرده است. این دروس الکترونیک به مدلهای سنتی تر دروس دانشگاه شامل مدلهای حضوری، میل و رادیو وتلویزیون ضمیمه شده  که هنوز هم بوسیله دانشگاه بکاربرده می شوند.
دو مدل دروس الکترونیک بکار رفته شده درآن عبارتند: دروس از طریق لیستهای پست الکترونیکی و دروس از طریق ادغام پیامهای ایمیل و فاکس. درمورد دوم، مربیان پیامهای پست الکترونیکی را به یک ورودی فاکس ارسال می کنند که توسط دانش آموزان بعنوان پیامهای فاکس دریافت می شود و سپس دانش آموزان با پیامهای پست الکترونیکی به مربیان پاسخ می دهند. مدلهای فاکس بیشتر از مدل پست الکترونیکی قابل دستیابی است چون خدمات فاکس در اندونزی ارزانتر از اینترنت است و استفاده از آن مستلزم مهارت در کامپیوتر و پست الکترونیک نیست.
این دو مدل ابتدا“ بصورت یک مقطع دو ترمی آزمایش شد، و نتایج آن بیانگر,‌ سطح مشارکت پایین درمیان دانش آموز ومربی بود. یکی از دلایل آن عدم آشنایی و راحتی کاربرد فناوری و دلیل دیگرآن سردرگمی اساسی بیشتر در مورد هدف مربیان بوده است. همچنن مربیان ادعا کردند که دسترسی محدود به کامپیوتر، فقدان وقت و کمی مشارکت دانش آموزان، علاقه اولیه آنها را درمورد دروس الترونیکی بشدت کم کرده است . لذا با اینکه اینترنت و فاکس یک پتانسیل و نیروی بالقوه برای ارتقا پایه آموزش در دانشگاه توربوکا محسوب می شود، ولی باید مراحل عملی برای پیشبرد نسبت مربی به کامپیوتر، بالا بردن مهارتهای کامپیوتری و پست الکترونیکی در میان اعضای هیئت علمی و دانش آموزان، ارتقا تلاشگرانه تر مدل دروس الکترونیکی، یا حداقل تشریک مساعی با موسسات خارجی برای ایجاد نقاط دستیابی بیشتر اینترنتی در سراسر اندونزی، انحام شود.

نقش ICT در انتقال محیط آموزشی به یک محیط دانش آموز محور
تحقیق نشان داده که کاربرد مناسب ICT می تواند تغییر مکان را در مضمون و در فن آموزشی (پداگوژی) که در قرن 21 در قلب اصلاحات آموزشی جای دارند ,‌تسریع کند. آموزش پشتیبانی شده ICT اگر بخوبی طراحی و اجرا شود می تواند کسب دانش و مهارتهایی مورد نیاز یادگیری مادام العمر  دانش آموزان را، ارتقا دهد. ICT (خصوصا“ کامپیوتر و فناوری اینترنت) اگر بطور مناسب بکاربروند، بجای اینکه فقط به معلمان و دانش آموزان اجازه دهند که آنچه قبلا“ انجام می دادند را بطور بهتری اجرا کنند، راههای جدید تعلیم وتربیت را فراهم می کنند.  این راههای جدید تعلیم و تعلم بوسیله تئوری های آموزش تعلیم گرایان و ایجاد یک انتقال از علم تربیت معلم محور به فن تربیت دانش آموز محور ایجاد شده است. 

یادگیری فعال – آموزش ارتقا یافته ICT ابزارها را برای آزمون,‌محاسبه و تحلیل اطلاعات بسیج می کند، لذا یک برنامه کاری برای رسیدگی، تحلیل و آموزش اطلاعات جدید ارایه می دهد، ‌از اینرو فراگیران همانطور که کارمی کنند یاد میگیرند وهروقت که مناسب باشد روی مسایل دنیای واقعی در عمق کار می کنند، و آموزش را کمتر خلاصه کرده وبیشتر به وضع زندگی فراگیران مرتبط می سازند. در این روش برخلاف آموزش حفظی یا تکراری، آموزش ارتقا یافته ICT، درگیری روز افزون فراگیران را در مسایل روز، ترفیع می دهد. همچنین آموزشی "درست سروقت))‌ است که درآن فراگیران می توانند انتخاب کنند که چه چیزی را یاد بگیرند.
یادگیری مشارکتی – آموزش مبتنی بر ICT روابط متقابل و همکاری درمیان دانش آموزان، معلمان و متخصصان را بدون توجه به مکان آنها تقویت می کند. جدای از روابط متقابل ,‌آموزش مبتنی بر ICT به فراگیران فرصتهایی برای کار با مردم از فرهنگهای مختلف، ارایه می کند و بدین وسیله به ارتقا تیم بندی فراگیران همچنین  مهارتهای ارتباطی آنها (مانند آگاهی جهانی) کمک می کند. آموزش برپایه ICT ,‌ آموزش انجام شده در سراسر زندگی فراگیران را باتوسعه فضای آموزشی شکل می دهد تانه تنها برای اشراف بلکه برای مربیان و متخصصان در زمینه های مختلف قابل استفاده باشد.
یادگیری خلاق – آموزش برپایه ICT بکاربردن اطلاعات موجود و ایجاد فرآورده های جهان واقعی را بیشتر از برگشت اطلاعات دریافتی ترویج می دهد.
یادگیری ادغام کننده – یادگیری بوسیله ICT رویکرد تعلیم وتعلم موضوعی و ادغام کننده را ترویج می کند. این رویکرد جدایی بین نظم و ترتیبهای مختلف و بین تئوری و عملی را که درکلاسهای سنتی رواج داشت ,‌از بین می برد.
یادگیری ارزشیابی کننده – این یادگیری برخلاف تکنولوژی های آموزشی ایستا و مبتنی بر چاپ یا متن، توسط دانش آموز جهت داده شده و تشخیصی است. آموزش آمیخته با ICT وجود گذرگاههای مختلف فراگیری و گونه های مختلف دانش را تصدیق می کند. ICT به فراگیرنده خیلی بیشتر از آنکه براستماع و یادگیری تکیه کند، اجازه می دهد که بگردد و پیدا کند.
  
- کاربردهای ICT
در آموزش
خط مشی سازمان های آموزشی و برنامه ریزان باید اول از همه درباره پیامدهای آموزشی مورد نظر (ذکرشده دربالا)‌ صریح باشد. این اهداف گسترده باید انتخاب فناوری های مختلف را به سوی بکار رفتن و چگونه بکاررفتن هدایت کند. پتانسیل هر فناوری مطابق چگونگی استفاده فرق می کند.  Haddad و Draxler‌ حداقل 5 سطح کاربرد فناوری درآموزش را شناسایی کرده اند : ارایه، اثبات تجربی ,‌ تمرین و عمل، تعامل و همکاری .
هر کدام از ICT های مختلف (چاپ، کاستهای صوتی و تصویری، پخش رادیو و تلویزیون، کامپیوتر یا اینترنت) ممکن است در پایه ای ترین سطحها یعنی ارایه و اثبات بکار بروند. به جز فناوری های بصری، تمرین و عمل هم ممکن است با بکاربردن حداکثر فناوریها  ارایه شوند. از طرف دیگر کامپیوترهای شبکه ای و اینترنت، ICT هایی هستند که فراگیری تعاملی و همدستانه را می توانند بهتر فراهم کنند و پتانسیل کامل آنها اگر فقط برای ارایه یا اثبات بکار برود، تحقق نخواهد یافت .

کاربرد پخش برنامه رادیو وتلویزیون در امر آموزش
رادیو و تلویزیون بطور گسترده ای بترتیب از سالهای 1920 و 1950 بعنوان ابزارهای آموزشی بکاررفته اند . سه رویکرد کلی درکاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش وجود دارد :‌
1-     تدریس کلاسی مستقیم، که درآن برنامه ریزی پخش جانشین معلمان در یک پایه موقتی می شود.
2-     پخش برنامه مدرسه ای ,‌ که درآن برنامه ریزی پخش، منابع تکمیلی تعلیم و تعلم را درصورت موجود نبودن، فراهم و ارایه می کند.
3-     برنامه ریزی کلی آموزشی،  در سطح اجتماع و مقامات ملی و بین المللی که فرصتهای آموزشی عمومی و غیررسمی را  ارایه می کند.
قابل ذکرترین و بهترین مثال مستند رویکرد تدریس کلاسی مستقیم، آموزش تعاملی رادیو است (IRI). این آموزش شامل تمرینات مستقیم تعلیم و تعلم، 20-30 دقیقه ای آماده شده،بطور روزانه است.  دروس رادیویی درباره موضوعات خاصی در سطوح ریاضیات ,‌علوم، بهداشت و زبان است که قصد دارند کیفیت تعلیم را پیشرفت داده و بعنوان یک یاری دهنده ساختاری به معلمان، که سطح آموزشی آنها در مدارس ضعیف و بدون منابع آموزشی است،ارایه می گردد. پروژه های آموزش تعاملی رادیویی در آمریکای لاتین و افریقا اجرا شده اند، درآسیا، این پروژه ها اولین بار در تایلند، سال 1980 اجرا شد، و اندونزی، پاکستان، بنگلادش و نپال هم پروژه های خود را در سال 1990 به اجرا رساندند. آنچه که پروژه آموزش تعاملی رادیویی را از دیگر برنامه های آموزش غیر حضوری متمایز می کند  اینست که هدف اولیه آن بالا بردن کیفیت یادگیری است ( ونه صرفا“‌ توسعه دادن دسترسی آموزشی) و در هر دو شکل رسمی و غیر رسمی موفقیتهای زیادی داشته است. پژوهشهای گسترده در سطح جهان نشان داده که خیلی از پروژه های آموزش تعاملی رادیویی یک اثر مثبت روی پیامدهای یادگیری و برابری آموزشی داشته اند. و با صرفه جویی های آن در مقیاس، ثابت شده که یک استراتژی موثر برروی هزینه های مرتبط است.
برنامه Telesecundaria‌ مکزیک یک مثال دیگر از تدریس مستقیم کلاسی است که پخش تلویزیونی را بکار می برد. این برنامه در مکزیک درسال 1968 بعنوان یک استراتژی موثر بر هزینه ها برای توسعه مدارس سطح پایین درجوامع کوچک و دوردست بکارگرفته شد. Perraton این برنامه را چنین توصیف می کند :
برنامه های تولید شده تلویزیونی از طریق ماهواره در سراسر کشور مطابق جدول زمانبندی (8 صبح تا 2 بعد ازظهر و 2 بعد ازظهر تا 8 شب) برای مدارس آموزش از راه دور پخش می شوند و دوره های متوسطه را هم مانند دوره های ابتدایی تحت پوشش قرار می دهند. هر ساعت برای یک منطقه تنظیم شده و نوعا“ از روال ثابتی پیروی می کند، 15 دقیقه برنامه تلویزیونی و سپس فعالیتهای هدایت شده بوسیله کتاب و معلم. بدین طریق دانش آموزان با تنوع معلمان در تلویزیون روبرو هستند اما یک معلم اصلی در مدرسه برای تعلیم همه موارد انضباطی در هرپایه ای در نظر گرفته شده است . طرح ریزی این برنامه با تغییرات زیادی در طول سال مواجه بوده . معنی این استراتژی این است که ادغام موضوعات اجتماع در برنامه ها، به کودکان یک آموزش یکپارچه عرضه کرده و جامعه را بطور وسیعی در سازماندهی و مدیریت مدرسه و تهییج دانش آموزان به انجام فعالیتهای اجتماع، دخیل خواهد کرد.
در آسیا، 44 دانشگاه رادیو وتلویزیون در چین، دانشگاه Universitas Terbuka در اندونزی و دانشگاه آزاد ملی ایندرا گاندی د رهند، بطو رگسترده ای رادیو وتلویزیون را برای آموزش مستقیم و هم برای پخش برنامه مدرسه ای بکار گرفته اند تا نسبت بیشتری از جمعیت بهره مند شوند. برای این موسسات پخش برنامه ها اغلب همراه با موضوعات چاپی و کاستهای صوتی است.
دانشگاه هوای ژاپن در سال 2000، 16 دوره رادیویی و 160 دوره تلویزیونی پخش می کرد. هردوره شامل  15 تا 45 دقیقه پخش سخنرانی در سطح کشور بصورت هفته ای یکبار برای 15 هفته است. دوره ها از طریق ایستگاههای متعلق به دانشگاه از ساعت 6 صبح تا 12 بعد ازظهر پخش می شوند. همچنین به دانش آموزان جزوات چاپی، آموزشهای حضوری و آنلاین هم داده می شود. اما برخلاف آموزش مستقیم، پخش برنامه مدرسه ای به معنای جانشین برای معلم نیست ,‌ بلکه صرفا“ بعنوان یک غنی سازی آموزش سنتی است. پخش برنامه مدرسه ای انعطاف پذیرتر از آموزش تعاملی رادیویی است زیرا معلمان خود تصمیم می گیرند که چگونه پخش برنامه ها را درکلاس یکپارچه کنند. شرکتهای بزرگی که پخش برنامه های رادیو تلویزیونی مدرسه ای را ارایه می کنند ,‌ موسسه پخش برنامه های آموزشی بریتانیا و ایستگاه پخش برنامه NHK ژاپن هستند. در کشورهای درحال توسعه پخش برنامه های مدرسه ای اغلب نتیجه مشارکت بین وزارت آموزش و وزارت اطلاعات هستند.
برنامه ریزی کلی آموزشی شامل یک محدوده وسیع از انواع برنامه ها (‌برنامه های خبری، مستند، شوهای پرسش و آزمون، کارتونهای آموزشی و ...) هستند که حاصل آنها فرصتهای آموزشی رسمی وغیررسمی برای همه فراگیران است. در یک معنی هربرنامه ریزی رادیو وتلویزیونی با محتوای اطلاع رسانی یا آموزش، می تواند در زمره این برنامه ها قرار گیرد. بعضی نمونه های قابل ذکر عبارتند از شوی تلویزیونی امریکایی خیابان Sesame، کانالهای اطلاع رسانی جغرافیا و اکتشافات ملی و برنامه رادیویی صدای آمریکا. رادیو بازار دهکده که درسال 1940 در کانادا راه اندازی شد و تاکنون بعنوان یک مدل برنامه های مباحثه ای در سطح جهان عمل کرده است، هم یک نمونه دیگر از برنامه ریزی آموزشی غیر رسمی است.
تله کنفرانس و کاربردهای آن درآموزش
تله کنفرانس ( همایش از راه دور) دلالت بر "ارتباط الکترونیک تعاملی بین مردم مستقر در دو یا چند جای مختلف" دارد. چهار نوع تله کنفرانس براساس طبیعت و وسعت تعاملی آن و میزان توان تکنولوژی آنها وجود دارد :
1 – کنفرانس شنیداری  2 -  کنفرانس ترسیمی – شنیداری  3 – کنفرانس تصویری    4 – کنفرانس وبی
کنفرانس شنیداری مبادله زنده پیامهای صوتی در یک شبکه تلفنی است. و هنکامی که متنها و تصاویر ساکن مانند طرحهای خطی با پهنای باند کم ,‌ نمودارها و عکسها هم بتوانند در طول پیام صوتی مبادله شوند، کنفرانس شنیداری – ترسیمی خواهد بود.
کنفرانس تصویری اجازه می دهد که نه تنها صدا و گرافیک بلکه تصاویر متحرک هم مبادله شوند. این فناوری از شبکه ماهواره ای یا تلویزیونی (پخش برنامه کابلی )بجای خط تلفن استفاده می کند. کنفرانس وبی، همانطور که از نامش پیداست، انتقال متن ,‌ گرافیک و رسانه های سمعی و بصری را از طریق اینترنت انجام می دهد. که شامل کاربرد یک کامپیوتر همراه با یک مرور گر و ارتباطی که می تواند همزمان یا غیر همزمان باشد.
تله کنفرانس در هردو آموزش رسمی و غیر رسمی بکار می رود تا هم مباحثات بین معلم و دانش آموز و هم دسترسی به کارشناسان و دیگر افراد مرجع را از طریق راه دور تسهیل کند. در آموزش آزاد و از راه دور، تله کنفرانس یک ابزار مفید برای ارایه آموزش مستقیم وپیوسته فراگیرنده و به حداقل رساندن انزوای اوست. بعنوان مثال در سال 1999 یک تله کنفرانس شنیداری - ترسیمی بین دانشگاه پزشکی تیان جین در چین و چهار شعبه تابعه آن، بعنوان قسمتی از همکاری چند ساله دانشگاه تیان جین و دانشکده پرستاری دانشگاه اتاوا، تحت پوشش آژانس توسعه بین المللی کانادا، با هدف ارایه آموزش پایدار و بهبود امکانات آکادمیک برای پرستاران در بخشهای تابعه تیان جین که درآنها آموزش پرستاران بطور فوق العاده ای محدود است، آغاز شد.
دیگر موسسات بزرگتر آموزشی نیز مانند دانشگاه آزاد انگلستان، دانشگاه Tun Abdul Ruzak مالزی، دانشگاه آزاد هنگ کنگ و دانشگاه آزاد ملی ایندرا گاندی هند، تله کنفرانس را در برنامه های آموزشی online خود بکار می برند.
کاربرد کامپیوتر و اینترنت برای تعلیم و تعلم
سه رویکرد کلی در رابطه با کاربرد آموزشی اینترنت و کامپیوتر وجود دارد :
1 – یادگیری کامپیوتر و اینترنت، که درآن سواد  فناوری هدف نهایی است.
2 – یادگیری با کامپیوتر و اینترنت که در آن، فناوری، فرایند یادگیری را در طی دوره ها تسهیل می بخشد.
3 – یاد گیری از طریق کامپیوتر و اینترنت و ادغام توسعه مهارتهای فناوری با کاربرد های دوره های آموزشی.
3-3-1 یادگیری کامپیوتر و اینترنت
 یاد گیری با فناوری تمرکز برروی این نکته است که چگونه فناوری می تواند وسیله ای برای یادگیری در همه دوره های آموزشی باشد و آن شامل:
1 -  ارایه، اثبات و نمایش و تغییر و تحول در داده ها با بکارگیری ابزارهای بهره وری.
2 – استفاده از نوعهای خاص برنامه های آموزشی از قبیل بازیهای آموزشی، تمرین و تکرار، شبیه سازی، دروس خصوصی ,‌آزمایشگاههای مجازی، تجسمات فکری و ارایه گرافیکی مفاهیم انتزاعی، آهنگ سازی و سیستمهای هوشمند.
3 – استفاده از منابع و اطلاعات برروی CD یا بصورت online مانند دایرة المعارف، نقشه های تعاملی و اطلسها، نشریات الکترونیکی و دیگر مراجع
داشتن سواد فناوری، بصورت مناسب مورد نیاز است، این مطلب به فرایند دومرحله ای اشاره دارد که درآن قبل از اینکه بتوان فناوریها را برای یادگیری بکار برد درباره این فناوریها آموزش داده شود، هرچند در این زمینه اقداماتی برای ادغام دو رویکرد انجام شده است.
 

كاربرد
ICT  در پيشرفت كيفيت آموزشي
پيشبرد كيفيت آموزش و پرورش يك نكته حساس است. ICT مي تواند كيفيت آموزش را از چندين راه تقويت كند: بوسيله افزايش انگيزه و ورود فراگيران به صحنه اشتغال، بوسيله تسهيل در كسب مهارتهاي پايه اي و ارتقا تربيت مربي. ICT همچنين ابزاري انتقال دهنده است كه وقتي بطور صحيح بكار برود، مي تواند ابتكار را در يك محيط دانش آموز محور ارتقا دهد.
انگيزه براي فراگيري – ICT هايي از قبيل ويدئو، تلويزيون و نرم افزارهاي چند رسانه اي كه متن، صدا و تصاوير متحرك را ادغام كرده اند، مي توانند براي ايجاد مضموني معتبر و مبارزه جو كه دانش آموز را در فرايند آموزش دخالت مي دهد، بكار بروند. همچنين امواج متقابل و ارتباطي راديويي، افكت هاي صوتي، ترانه ها، نمايشنامه ه، نمايش هاي كمدي و ديگر رسوم و سنتهاي اجرا، براي وادار كردن دانش آموزان به گوش دادن و درگير شدن آنها در ارايه دروس بكار مي روند.
همينطور بهتر از هرنوع ICT ,‌ كامپيوترهاي شبكه اي با اتصال به اينترنت مي توانند انگيزه فراگيران را با ادغام توانگري رسانه ها و تعامل ديگر ICTها با ايجاد فرصت اتصال به جهان واقعي و مشاركت در وقايع جهان، افزايش دهند.
تسهيل فراگيري مهارتهاي پايه اي – انتقال مهارتهاي پايه اي و مفاهيمي كه زير بناي مهارتهاي فكري درجه بالاتر و خلاقيت هستند مي توانند بوسيله ICT بصورت شفاهي و عملي تسهيل شود . برنامه هاي آموزشي تلويزيون، ابزار تكرار و تقويت را براي تعليم الفبا، اعداد، رنگه، اشكال و ديگر مفاهيم پايه اي بكار مي برند. بيشتر كاربردهاي  اوليه رايانه، براي تعليم آموزش، مبتني بر تسلط مهارتها، تقويت و تكرار محتوي درسي بود.
ارتقا تربيت معلمان – ICT همچنين براي پيشبرد دسترسي به تربيت معلمان و كيفيت آن بكار رفته است. مثلا“ موسساتي مانند مركز تربيت معلم شبكه اي (CTTC) در كره جنوبي در حال بهره برداري از اينترنت براي ارايه فرصتهاي بهتر توسعه و پيشرفت تخصصي معلمان، به صورت ضمن خدمت است. اين مركز كه از طرف دولت تامين هزينه شده، درسال 1997 تاسيس شد. و دوره هاي آموزشي مبتني بر شبكه جهاني وب را براي معلمان مقاطع ابتدايي و راهنمايي ارايه مي كند. اين دوره ها شامل "كامپيوترها درجامع اطلاعاتي"، "اصلاح آموزشي" و "جامعه آينده و آموزش" هستند. دوره هاي اختصاصي online نيز همراه با بعضي از دوره هاي كنفرانسي رودرو برگزار مي كردد. در چين، آموزشهاي فراگير مبتني بر راديو وتلويزيون معلمان براي چندين سال است كه توسط دانشگاه مركزي راديو وتلويزيون هدايت مي شود. دانشگاه راديو وتلويزيون شانگهاي و خيلي دانشكده هاي راديو وتلويزيون ديگر اين كشور هم در اين كار سهيم هستند.  در دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي هند سيستم كنفرانس يكطرفه ديداري و دوطرفه شنيداري مبتني بر ماهواره در سال 1996 بوجود آمد كه بوسيله مطالب چاپي و ويديوئي ضبط شده ارايه مي گردد و910 معلم مقطع ابتدايي و كمك مربي از 200 موسسه محلي تربيت معلم را در ايالت كارناتاكا تعليم مي دهد. معلمان توسط گفتگوهاي متقابل توسط تلفن و فاكس با هم در تعامل هستند.
دروس خصوصي الكترونيك براي ترفيع پايه فراگيران در Universitas Terbuka اندونزي – از زمان تاسيس در سال 1984 بعنوان اولين موسسه آموزشي آزاد از راه دور در اندونزي، دانشگاه Universitas Terbuka قدمهاي بزرگي در راه ايجاد آموزش هاي رده بالا براي اندونزيها برداشته و بيشتر از چهارصد هزار دانش آموز چهارده ساله را در سطح ملي پوشش داده است. رسالت اين دانشگاه نه تنها توسعه فرصتهاي آموزشي بلكه پيشبرد كيفيت آموزش و مرتبط كردن آن با نيازهاي توسعه ملي هم هست. در تلاش اين موسسه براي ايجاد پي آمدهاي كيفيت درآموزش، اخيرا“ كاربرد اينترنت و آميخته اي از فاكس و فناوري اينترنتي را براي دروس اختصاصي دانش آموزان در چهل دوره از بيش از 700 دوره ارايه شده، مرسوم كرده است. اين دروس الكترونيك به مدلهاي سنتي تر دروس دانشگاه شامل مدلهاي حضوري، ميل و راديو وتلويزيون ضميمه شده  كه هنوز هم بوسيله دانشگاه بكاربرده مي شوند.
دو مدل دروس الكترونيك بكار رفته شده درآن عبارتند: دروس از طريق ليستهاي پست الكترونيكي و دروس از طريق ادغام پيامهاي ايميل و فاكس. درمورد دوم، مربيان پيامهاي پست الكترونيكي را به يك ورودي فاكس ارسال مي كنند كه توسط دانش آموزان بعنوان پيامهاي فاكس دريافت مي شود و سپس دانش آموزان با پيامهاي پست الكترونيكي به مربيان پاسخ مي دهند. مدلهاي فاكس بيشتر از مدل پست الكترونيكي قابل دستيابي است چون خدمات فاكس در اندونزي ارزانتر از اينترنت است و استفاده از آن مستلزم مهارت در كامپيوتر و پست الكترونيك نيست.
اين دو مدل ابتدا“ بصورت يك مقطع دو ترمي آزمايش شد، و نتايج آن بيانگر,‌ سطح مشاركت پايين درميان دانش آموز ومربي بود. يكي از دلايل آن عدم آشنايي و راحتي كاربرد فناوري و دليل ديگرآن سردرگمي اساسي بيشتر در مورد هدف مربيان بوده است. همچنن مربيان ادعا كردند كه دسترسي محدود به كامپيوتر، فقدان وقت و كمي مشاركت دانش آموزان، علاقه اوليه آنها را درمورد دروس الترونيكي بشدت كم كرده است . لذا با اينكه اينترنت و فاكس يك پتانسيل و نيروي بالقوه براي ارتقا پايه آموزش در دانشگاه توربوكا محسوب مي شود، ولي بايد مراحل عملي براي پيشبرد نسبت مربي به كامپيوتر، بالا بردن مهارتهاي كامپيوتري و پست الكترونيكي در ميان اعضاي هيئت علمي و دانش آموزان، ارتقا تلاشگرانه تر مدل دروس الكترونيكي، يا حداقل تشريك مساعي با موسسات خارجي براي ايجاد نقاط دستيابي بيشتر اينترنتي در سراسر اندونزي، انحام شود.

نقش ICT در انتقال محيط آموزشي به يك محيط دانش آموز محور
تحقيق نشان داده كه كاربرد مناسب ICT مي تواند تغيير مكان را در مضمون و در فن آموزشي (پداگوژي) كه در قرن 21 در قلب اصلاحات آموزشي جاي دارند ,‌تسريع كند. آموزش پشتيباني شده ICT اگر بخوبي طراحي و اجرا شود مي تواند كسب دانش و مهارتهايي مورد نياز يادگيري مادام العمر  دانش آموزان را، ارتقا دهد. ICT (خصوصا“ كامپيوتر و فناوري اينترنت) اگر بطور مناسب بكاربروند، بجاي اينكه فقط به معلمان و دانش آموزان اجازه دهند كه آنچه قبلا“ انجام مي دادند را بطور بهتري اجرا كنند، راههاي جديد تعليم وتربيت را فراهم مي كنند.  اين راههاي جديد تعليم و تعلم بوسيله تئوري هاي آموزش تعليم گرايان و ايجاد يك انتقال از علم تربيت معلم محور به فن تربيت دانش آموز محور ايجاد شده است. (به جدول 2، براي تطبيق يك روش تربيتي سنتي و روش تربيتي درحال ظهور توسط ICT ) 

چالشهاي كليدي در ادغام ICT در آموزش
 با اينكه دروس ارزشمند ممكن است از طريق بهترين تجربيات در سراسر جهان آموخته شوند، هيچ فرمولي براي تعيين بهترين سطح ادغام ICT در سيستم آموزشي وجود ندارد. مهمترين چالشهايي كه سياستگزاران، برنامه ريزان ,‌مديران ,‌مربيان و ديگر دست اندركاران بايد درنظر بگيرند عبارتند از، خط مشي هاي جامع آموزشي و برنامه ريزي، زيرساختها، زبان و ظرفيت سازي و امور مالي است.
خط مشي و برنامه ريزي آموزشي
براي رسيدن به ارتقا و اصلاح آموزش از طريق ICT، بايستي اهداف صريح و روشن، خطوط راهنما، بسيج منابع مورد نياز و الزامات سياسي درهمه سطوح براي فهم هدف اوليه، مد نظر قرار گيرد.
بعضي از عناصر ضروري برنامه ريزي براي ICT در زير فهرست شده است:
1-     يك تحليل درست از وضعيت فعلي سيستم آموزشي . تاثيرات ICT بايد بعنوان ترتيب و روشهاي نهادينه جاري درنظر گرفته شوند، خصوصا“  آنهايي كه ICT را به جلو مي رانند و موانع آن بايد شناسايي شوند، همچنين آنهايي كه مربوط به برنامه آموزشي و فن تربيت هستند، زيرساختها، ظرفيت سازي ,‌زبان و محتوي و امورمالي.
2-     تعيين اهداف آموزشي در سطوح مختلف آموزش و پرورش، همچنين وجوه مختلف كاربرد ICT  كه مي توانند به بهترين وضع درتامين اين اهداف بكار روند. سياستگذاران بايد درك و فهم پتانسيل ICT هاي مختلف را درزمانيكه براي مفاهيم و اهداف مختلف بكار مي روند را داشته باشد.  همچنين همانند بهترين تجربيات در سراسر جهان، درباره تقدم نيازهاي آموزشي و مالي و ظرفيت منابع انساني و تنگناهاي موجود دركشور هشيار باشند و اينكه چگونه اين تجربيات مي تواند براي نيازهاي خاص كشور اقتباس شوند
3-     شناسايي دست اندركاران و هماهنگي اقدامات درميان گروههاي ذينفع مختلف
4-     هدايت مدل برگزيده مبتني بر ICT، حتي بايستي مدلهاي با بهترين طرح و يا آنهايي كه ثابت شده مي توانند درديگر زمينه ها بكار روند، دريك مقياس كوچك تست شوند. چنين هدايتهايي براي شناسايي، تصحيح، قابليت اجر، تاپيرو غيره ضروري هستند.
5-     شناسايي منابع مالي موجود و تمهيد استراتژي هايي براي توليد منابع مالي جهت تقويت كاربرد ICT دردراز مدت.
 
 چالشهاي زيرساختاري در آموزش مبتني بر ICT

قبل از اينكه هر برنامه مبتني بر ICT به اجرا درآيد يك زيرساخت تكنولوژي آموزشي كشور دربالاي زيرساخت اطلاعات و ارتباطات از راه دور قرار مي گيرد. سياستگزاران و برنامه ريزان بايد بدقت موارد زير را درنظر بگيرند:
1 – دراولين مرحله آيا اطاقها و ساختمانهاي مناسب براي جاي دادن فناوري وجود دارد. دركشورهايي كه ساختمان مدارس آنها خيلي قديمي است، يك تعمير گسترده براي اطمينان از سيتم هاي سيم كشي برق ساختمان، سرمايش و گرمايش، تهويه مناسب و ايمني لازم است.
2 – مورد ديگر وجود برق و تلفن است . دركشورهاي درحال توسعه، مناطق وسيعي هنوز فاقد برق مناسب بوده و نزديكترين ايستگاه تلفن از آنها چندين مايل فاصله دارد. در بعضي كشورهاي افريقايي از تكنولوژي بيسيم استفاده مي شود هرچند رويكرد گراني است ولي ساير كشورهاي درحال توسعه با ارتباطات راه دور ضعيف مي توانند اين راه حل را امتحان كنند.
3 – سياستگزاران بايد همچنين حضور انواع مختلف ICT در كشور را بطور عام و درسيستم آموزشي (درهمه سطوح) بطور خاص، مورد بررسي قرار دهند. مثلا“ يك نياز اوليه در آموزش مبتني بر ICT‌ (با استفاده از كامپيوتر و از طريق online ) دسترسي به كامپيوتر و سرويس هاي اينترنتي در سطح جامعه، بخصوص مدارس و خانواده هاست. درمجموع، كاربرد ICT درآموزش بايد پيرو،كاربرد آن در جامعه باشد، نه اينكه آنرا هدايت كند.
 

 چالشهاي ظرفيت سازي

تلاشهاي گوناگوني بايد در سرتاسر سيستم آموزشي براي موفقيت يكپارچگي ICT ، صورت گيرد.
- معلمان، پيشرفت تخصصي معلمان بايد پنج محور داشته باشد :  1– مهارت در كاربردهاي ويژه 2- ادغام در برنامه هاي درسي موجود  3- تغييرات برنامه هاي درسي درارتباط با كاربرد IT (شامل تغييرات در طراحي آموزشي) 4- تغييرات درنقش معلم  5- پشتيباني از تئوريهاي آموزشي
بطور ايده آل اين موارد بايد درآموزشهاي قبل از خدمت معلمان مطرح شده و درضمن خدمت نيز ارتقا يابند. دربعضي كشورها، مانند سنگاپور، مالزي و انگلستان، به رسميت شناختن تعليمات درسي مستلزم كاربرد ICT است. ICT با سرعت فناوري ها را متحول مي كند و دراين ميان حتي نخبه ترين معلمانICT ‌  نياز به ارتقا مهارتهايشان داشته و از آخرين پيشرفتها و بهترين تجربيات استقبال مي كنند.  هرچند اولين كانون توجه – مهارتهاي با كاربردهاي ويژه – است، ولي چهاركانون ديگر اگر از نظر اهميت بزرگتر نباشند، با آن مساويند.
پژوهش درباره كاربرد ICT در زمينه هاي مختلف آموزشي در طي سالها و بصورت يكنواخت، ناتواني معلمان را بعنوان يك مانع موفقيت طرح، در درك اينكه چرا آنها بايد از ICT استفاده كنند و چگونه بدرستي از آن كمك بگيرند تا بهتر تدريس كنند، نشان مي دهد. متاسفانه، بيشتر پيشرفت تخصصي معلمان در ICT، در زمينه آموزش ابزارها و تاكيد بر كاربرد آنها درآموزش بوده است.
با دانش آموز محور شدن فرايند يادگيري، اضطراب معلمان از كنار زده شدن توسط فناوري يا از دست دادن اقتدارشان دركلاس، مي تواند بعنوان يك مانع در صوتيكه معلمان يك فهم عميق و احساس شديد نسبت به تغيير نقش خود نداشته باشند، مطرح شود.
آيا ICT جاي معلمان را خواهد گرفت ؟
جواب يك "نه" قاطع است. درحقيقت، با رواج ICT دركلاس نقش معلم در فرايند يادگيري حتي مهمتر مي شود. آنچه مي تواند و بايد تغيير يابد، نوع نقشي است كه معلم ايفا مي كند. نقش دانش آموزان نيز متقابلا“ توسعه مي يابد و از آنجا كه ICT مي تواند درهاي كلاس را به جهان خارج باز كند، جامعه هم مي تواند يك نقش جديد دركلاس داشته باشد. از آنجا كه آموزش از مدل معلم محور به مدل دانش آموز محور انتقال مي يابد، معلمان اقتدار منحصر به فردشان كمتر شده و بيشتر بعنوان تسهيل كننده، ناظر و مربي ( از فرمانرواي مطلق به راهنماي راه) شناخته مي شوند. وظيفه ابتدايي معلم آموختن به دانش اموز است كه چگونه سوال بپرسد و مسئله مطرح كند، فرضيه بسازد، اطلاعات برساند و سپس درصورت ضرورت اطلاعات يافته در رابطه با مسايل مطرح شده را ارزيابي كند. و از آنجا كه آموزش ارتقا يافته ICT يك تجربه جديد، حتي براي معلمان است، معلمان هم از فرايند آموزش ياد مي گيرند و چيزهاي تازه اي درميان دانش اموزان كشف مي كنند.
بعلاوه اين غير عادي نيست كه ببينيم دانش آموزان در يك كلاس مبتني بر ICT نقش رسمي و غيررسمي معلم را براي دوستان خود و دانش آموزان كوچكتر و گاهي حتي براي معلمانشان، بعهده بگيرند. معلمان و دانش آموزان از مدارس مختلف،كارشناسان، والدين، رهبران جامعه و مشاغل، سياستمداران و ديگر قسمتهاي ذينفع هم درفرايند آموزش بعنوان افراد منبع، منتقد، ناظر و تشويق كننده، دخيل هستند. آنها همچنين مشتريان عمومي و ضروري براي كار منتشر شده دانش آموزان برروي وب يا ديگر رسانه ها هستند.
هنوز خيلي از معلمان نسبت به كاربرد ICT بي ميل هستند، خصوصا“ كاربرد كامپيوتر و اينترنت. Hannafin  و Savenye چند دليل براي اين بي ميلي پيدا كردند : طرح ضعيف نرم افزار، بدبيني نسبت به تاثير كامپيوتر در ازدياد بازده آموزشي، عدم حمايت مديريتي ,‌زمان و اقدامات افزايش يافته براي ياد دادن فناوري و چگونگي استفاده از آن براي آموزش و ترس، از دست دادن اقتدارشان در كلاس همانطور كه كلاسها دانش آموز محورتر مي شوند.
اينها نكاتي هستند كه بايد توسط آموزش قبل از خدمت و برنامه هاي توسعه حرفه اي ضمن خدمت معلمان مطرح شوند.
در سطح ضمن خدمت، توسعه حرفه اي معلمان ICT ,‌ بايد در دراز مدت، با هدايت معلم و تا حد امكان انعطاف پذير باشد. براي خيلي از معلمان فقاد شزايط لازم، و با حقوق كم در كشورهاي در حال توسعه ,‌ اقتباس موثر ICT منوط به اعطاي فرصتهاي لازم براي يادگيري چيزهايي است كه آنها طبق تجربيات خاص خود لازم است كه ياد بگيرند. انگيزه و حمايت معلمان براي پيگيري طرح توسعه تخصصي معلمان نيز ضرورت دارد. كه مي تواند بصورت ترفيعات براي معلماني كه ابتكاراتي با ICT دركلاس دارند يا اطمينان از دسترسي كافي معلمان به فناوري بعد از آموزش باشد.
  

ورود ICT به کلاسهای درس ،چه تأثیری برمعلمان دارد ؟  آیا بر کار و فعالیت آن ها می افزاید یا آن را کاهش می دهد؟آیا ICT ابزاری برای کمک به تدریس برنامه ی درسی است یا محتوای برنامه ی را افزایش می دهد؟ در این بخش به بررسی این دو پرسش می پردازیم:

- فناوری چه تأثیری بر مدارس می گذارد ؟

- چگونه  یاد گیری راغنی تر می سازد؟

ارتباطات

کاربردهای جدید فنا وری ارتباطات و اطلاعات چون پست الکتریکی ، اینترنت و شبکه ی جهانی و ویدئو کنفرانس، امکانات ارتباطی گوناگونی را برای مدارس فراهم آورده است . در کلاسی که دانش آموزان به اینترنت دسترسی دارند ، ارتباط با خارج از محیط و فرهنگ مدرسه می تواند امکان درک فراتر از محیط اطراف و فرهنگ رافراهم نماید. دانش آموزان در یک شهر ، استان و کشور می توانند تجربیات خود را از طریق پست الکترونیکی با ویدئو کنفرانس با دانش آمو زان شهر ها ، روستاها و کشورهای دیگر به اشتراک گذارند.

آن ها هنگام کار با ICT  اغلب در گروه ها با یکدیگر مشارکت می کنند .تجربه ی کار گروهی  ICT  بر زشد و توسعه ی مهارت های فردی- اجتماعی تأثیرات مفیدی دارد . درحل مسائل به شکل گروهی ، در عین این که همه به طور فعال درگیر انجام دادن تکلیف و فعالیت اند، هردانش آموز نقش خاصی دارد. ICT ابزار مناسب برای برقراری ارتباط و کنترل آن در اختیار دانش آموزان قرار می دهد.

دانش آموزان درمواجهه با چالش های موجود ، اعتماد به نفس خود را افزایش می دهند و احساس قدرت می کنند.این امر روابط بین معلمان و دانش آموزان را تغییرمی دهد. ارتباط های On - Line به دانش آموزان قدرت کنترل می دهد.در این حالت، معلم یک رهبر، هدایت گر، یاری دهنده ، همکار و ارزیاب است که نقش سنتی کارشناس موضوعی وی را با مدیر برنامه تلفیق می کند.

 ICT از طریق در گیر کردن دانش آموران در کار جمعی مشترک، یک کلاس درس را به محیطی جامع با دایره شمول وسیع ترتبدیل می کند.ظرفیت و قابلیتICT به گونه ایست که برای  هردانش آموز،با هر میزان توانایی مورد اسنفاده قرار می گیرد.

 ICT  مجموعه ای از ابزار را برای دانش آموزان فراهم می سازد تا پس از تسلط بر نکات فنی، تکالیف و فعلیت های آموزشی را به شکلی جالب تر و لذت بخش تر ارائه نمایند. لازم به یاد آوری است که برخی اوقات این امر با سرخوردگی و یأس همراه است.

یکی از چالشهایی که ICT برای معلمان تدارک می بیندتعریف نقش آنان به عنوان تسهیل کننده ی یادگیری، سازمان دهنده ی کارهای گروهی، مدیر فعالیت های کلاس درس و . . . است. به این ترتیب،معلمان بیشتر وقت خود را صرف پشتیبانی تک تک افراد یا گروها خواهند کرد و کمتر به تدریس در کلاس خواهند پرداخت. نیکلاس نگروپونته می گوید:

"ما می توانیم جامعه ای با تعداد کمتری دانش آموز که توانایی یا دگیری در آن ها کم است و محیطی که قابلیت آموزشی بیشتری دارد، داشته باشیم. رایا نه ها تغییرات را ایجاد می کنند".

استفاده از ICT  محیطی با قابلیت آموزشی  ویژه در کلاس درس ایجاد می کند که به طور مسلم در ظهور ظرفیت های پنهان دانش آموزان اثر گذار خواهد بود.

غنی سا زی یاد گیری

برنامه های درسی باید دوباره  مورد بررسی قرار گیرند. یا دگیری های لازم برای مواجهه با آینده، فراتر از یادگیری دانش محور در مدارس سنتی است. در پی یک دستور کار، کمیسیون بین المللی آموزش در قرن بیست ویکم یو نسکو، چار چوب تحولات آموزشی برای محیط آینده را پیشنهاد داد. این چهار چوب، بستر مناسبی برای بحث درباره ی بر قراری ارتباط  ICT  و یاد گیری است. ایده ی اصلی این گزارش، ایده ای قوی و مبتنی بر چار چوبی برای یادگیری، شامل چهار محور ورکن اساسی است:

- یادگیری برای یادگرفتن

- یادگیری برای عمل کردن

- یاد گیری برای زندگی در کنار هم و با هم

- یاد گیری برای بودن

چهار محور یادشده شکلی جدید و متفاوت از تعادل را بین دانستن و دیگر انواع یادگیری برقرار می کند. اولین عامل(محور) یعنی یادگیری برای دانستن، پایه ی بسیاری از آموزش های سنتی است ولی در چار چوب جدید، «یادگیری برای یادگرفتن» را ایجاد می کند. دومین عامل که وسعت زیادی دارد، تبحر در مقابله با وضعیت های مختلف و کار کردن در گروه است. یادگیری برای زندگی در کنار هم و با هم تنها به جهانی شدن توجه ندارد و به همان اندازه بر زندگی در خانواده و دیگر اجتماعات کوچک نیز تا کید می کند. به عبارت دیگر، این محور به معنای توسعه ی درک از دیگران  و ارج نهادن به استقلال  آنان  در سایه ی احترام نهادن به ارزش های چند گانه، درک مشترک و صلح است .«یادگیری برای بودن» نیز به توسعه ی ظرفیت های فردی اشاره دارد.

ایده ی چهارمحور،چشم اندازی ازیک فضای خالی دریک چا چوب را ارائه می کند که در آن، یادگیری می تواند به صورت ها و در ابعاد مختلف شکل بگیرد. درآموزش های سنتی، یاد گیری خطی است ولی احتمالاً در آموزش های آینده ، پیچیده تر خواهد شد و ابعاد مختلف زندگی خارج از مدرسه را نیز دز بر خواهد گرفت.

نقش ICT چیست؟

تجربه نشان می دهد که ICT در بر انگیختن تعامل و تضعیف انفعال نقش مهمی دارد. شاید ICT بتواند یاددهی- یادگیری را از محدودیت های برنامه ی درسی خطی برهاند، بین یادگیری در مدرسه و خارج از مدرسه، خانه و مکان های دوردست پلی بزند و پایه و اساسی برای مفهوم یادگیری برای زیستن با هم و در کنار هم، فراهم سازد.

هدف« یادگیری برای بودن »، رشد و توسعه ی شخصیت وتوانایی عمل کردن با استقلال بیشتر، نقادی و موشکافی، بر خورداری از قدرت تمیز و عهده دار شدن مسئولیت های فردی است. در این ارتباط ، آموزش نباید هیچ یک از ابعاد و ظرفیت های فردی شامل حافظه، استدلال، زیباشناسی، احساسات، توان فیزیکی و مهارت های برقراری ارتباط را نادیده بگیرید.

مفهوم «یادگیری برای بودن » به طرح این مسئله اشاره دارد که یادگیری ضمنی که در کلاسهای درس مرتبط با هم شکل می گیرد ، در آینده جایگاه قانونمند خود را در مدارس خواهد یافت . این مفهوم به شکل زیر خلاصه شده است :اغلب مدارس سنتی چیزی را که « گنج درون » نامیده می شود و آن ، استعدادهای نهفته در وجود هر فرد است ، نادیده می گیرند .

ICT با وجود امکانات بسیاری که در اختیار دارد ، یادگیری را غنی تر می سازد اما ارکان چهارگانه اساسی آن بر ارزش و جایگاه رشد متعادل تأکید دارند .معلمان برای دستیابی به این تعادل ، باید رویکرد جدید یاددهی - یادگیری را درپیش گیرند .

آموزش برای فردا

بحثهای فوق در زمینه ی ICT ارتباطات و یادگیری ، تغییرات چشمگیر و قابل ملاحظه ای را که در نقش معلم ایجاد شده است ، برجسته می کند. پاره ای از این تغییرات عبارتند از :

- تغییر نوع ارتباط با دانش آموزان

- تغییر نقش معلم به عنوان تسهیل کننده ، مدیر و پشتیبان یادگیری

- تغییر محتوا و فرصتهای آموزش

- تغییر کانون و تمرکز کنترل از معلم به فراگیر .

این تغییرات ، چشمگیرند و قابل توجه هستند . ولی موانع بسیار جدی تر سر راه آنها وجود دارد . به راحتی می توان دریافت که مشکل اصلی ، کمبود یا نبود منابع و تجربیات فنی است . گرچه وضعیت به سرعت در حال تغییر است و کمبود رایانه ها و هزینه بالای اتصال به اینترنت ، هنوز برای بسیاری مدارس مشکل ساز است اما چنین به نظر می رسد ، که مشکل اساسی ، دگرگونی و تغییر اساسی در شیوه های تدریس باشد .

بیشترین چالش تلفیق فناوری در مدارس و کلاسهای درس مربوط به نیروی انسانی است نه فن آوری . به علاوه  ، این دیدگاه فقط در مورد کمک به دیگران در کار کردن با ماشین نیست بلکه اساساً هدف آن کمک به معلمان در تلفیق و بکارگیری این ماشینها به عنوان ابزاری در خدمت تدریس است . معلمان به چه کمکهای نیاز دارند ؟ در گزینش فن آوری های جدید ، معلمان با پاره ای موانع احساسی مواجه اند که آنها را می توان در چند مورد زیر خلاصه کرد :

- موانع بزرگ روانشناختی در ارتباط با آزمایش کردن و بکار گیری ICT

- دشوار بودن تغییر باورهای تربیتی و آموزشی زیربنایی

- سختی تغییر ساختار « ریشه یافته در ذهن » در زمینه « هنر تدریس »

- ترس معلمان در از دست دادن اختیارات و کنترل کلاس درس ؛ یکی از علل این ترس می تواند عدم اعتماد به نفس آنها در بکارگیری ICT و پایین بودن تواناییهایشان در این زمینه در مقایس با دانش آموزان باشد .

- عدم هماهنگی معلمان مدارس با تغییرات سریع سخت افزارها و نرم افزارها

- وجود پاره ای از مسائل و مشکلات در سطوح مؤسسات آموزشی و یا دولتی

- دست کم گرفتن تلاش معلمان برای یادگیری و کنترل فن آوری جدید .

این عوامل ، عوامل انسانی هستند . به نظر می رسد برخی معلمان ICT را خطری می دانند که تجربیات حرفه ای آنان را تهدید می کند معلمان فردا باید رویکردی نو برای کار خود و دیدگاهی جدید در باره ی معنا و مفهوم آموزش و یادگیری پیدا کنند .

بنا بر آنچه گفته شد ، ICT ابزاری بسیار ارزشمند است ولی استفاده مؤثر از آن ، مستلزم برخورداری از مجموعه ای از مهارتها است . معرفی سطوح و مهارتهای مختلف به معلمان و دیگر اقشار چالش بسیار بزرگی ایجاد می کند ؛  بخصوص در زمانی که کاربرد فن آوری به سرعت یادگیری آن در حال رشد و توسعه است .

کاربرد مؤثر ICT از نگرشها و رویکردهای یاددهی -  یادگیری جدا نیست . معلم « جدید » باید رویکردی را در پیش گیرد که نسبتاً باز ، ترغیب کننده و بدنبال خلاقیت باشد ، یادگیری را پشتیبانی و تسهیل کند و محیطی مناسب برای هدایت آن فراهم سازد.

 بنابر این ،  لازمه ی تلفیق مؤثر ICT در مدارس ، تحول و دگرگونی فرهنگ مدرسه است . شاید بتوان ICT را در کاتالیزوری در نظر گرفت که شیوه های تفکر در مورد یاددهی - یادگیری را فعال می کند و موجب تغییر در کلاسهای درس مسی شود . برای پاسخ گویی نیازهای مطرح شده ، تلفیق ICT با آموزش ضرورتی انکار ناپذیر است

در طراحی یک واحد درسی ( یادگیری ) مبتنی بر ICT ، به چه نکاتی باید توجه کرد ؟

معلمان برای طراحی یک واحد درسی مبتنی بر ICT باید همواره به نکات زیر توجه داشته باشند

1- استفاده از ICT برای دستیابی به اهداف آموزش ، چه زمانی می تواند مفید و مؤثر باشد ، چه زمانی تأ ثیر کمی دارد و حتی مناسب نیست . در این تصمیم گیری ، باید چگونگی عملکرد ICT و راه ها و روش های دستیبابی به اهداف یاددهی - یادگیری را در نظر گرفت . برخی از نکات مورد توجه در این مورد عبارتند از :

- سرعت و عملکرد ICT چگونه معلمان را قادر می سازد تا برای یادگیری بهتر دانش آموزان ابعاد مختلف درس را نمایش دهند و بررسی و تحقیق کنند .

- تنوع و قابلیتهای ICT چگونه می تواند به معلمان و دانش آموزان می تواند کمک کند تا به اطلاعات تاریخی یا اخیر دست یابند

- با توجه به موقتی بودن اطلاعات ذخیره شده ، چگونه می توان با استفاده از ابزار ICT اطلاعات را به سادگی پردازش کرده و در آنها تغییر ایجاد نمود .

- چگونه ثبت و ذخیره سازی و پردازش و ارائه ی اطلاعات  به شکل تعاملی ، معلمان و دانش آموزان را قادر می سازد تا به بررسی مدلها بپردازند ، بطور مؤ ثر با دیگران ارتباط برقرار کنند و اطلاعات را به طور مکرر در اختیار مخاطبان مختلف قرار دهند .

2- چگونه می توان از ICT برای دستیابی به اهداف یاددهی - یادگیری استفاده کرد ؟

- از ICT نه تنها برای ایجاد انگیزه در مخاطبان و تشویق آنها بلکه برای دستیابی به اهداف یاددهی - یادگیری به طور مؤثرتر  استفاده کرد .

- استفاده نکردن از ICT در فعالیتهای آسان و ساده ی که در صورت کاربرد روشهای  دیگر ، فرد را راحتر به اهداف مورد نظر می رسانند .

3- از ICT در چه زمانی باید استفاده کرد و ابزارها ، محتوا یا روش آماده سازی مورد کدامند ؟

- معلم با استفاده از ICT کارهای دانش آموزان را برای تمرکز در جنبه های مورد نظر و استفاده بهینه ی از زمان و منابع سازماندهی کند .

- دانش آموزان می توانند از ICT برای پیدا کردن پاسخ صحیح سؤالها ، متناسب با موضوع درس استفاده کنند .

- دانش آموزان می توانند برای ذخیره کردن و ارزیابی و بهبود کار و تکالیف ، از ابزار ICT استفاده کنند  .

- معلم باید ارتباط بین کاربرد ICT و هدف تدریس و تأثیر آن بر کاربردهای روزمره را برای دانش آموزان روشن کند .

4- معلمان باید ابعاد و بخشهایی از تدریس را که در آن از ICT استفاده می شود ،در طرح درسهای خود مشخص کنند ؛ برخی از موارد استفاده از ICT عبارتند از :

- روشها و شیوه های استفاده از ICT برای رسیدن به اهداف یاددهی - یادگیری

- تعیین سؤالهای کلیدی و فرصتها و وضعیت مداخله معلم برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و هدایت آنها

- تعیین روشهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و ثبت آنها .

- تعیین معیارهای قضاوت در زمینه های دانش آموزان تا استفاده از ICT موجب نادیده گرفتن این یافته هاو پیشرفتها نشود .

- توجه به هر گونه تأثیر استفاده از ICT در سازماندهی و انتقال مفاهیم درس و چگونگی مدیریت آنها

- بررسی تناسب ICT مورد استفاده ، با تواناییهای دانش آموزان با در نظر گرفتن این نکته که  برخی از دانش آموزان ممکن است از قبل در استفاده از ابزار مورد نیاز تبحر لازم را داشته و برخی فاقد این تبحر باشند .

5- معلمان به منظور دستیابی به اهداف آموزشی ، بای از چگونگی سازماندهی منابع ICT موجود آگاه باشند . این سازماندهی شامل موارد زیر است :

- استفاده از ابزار ICTبرای تمامی افراد یک کلاس یا یک گروه برای معرفی و مرور مجدد یک موضوع یا برای کسب اطمینان از دستیابی دانش آموزان به مفاهیم اصلی درس .

- تقسیم بندی دانش آموزان در گروههای فردی ، دو نفره یا چند نفره ،  به منظور حصول اطمینان از استفاده آنان از ابزار ICT و در گیر شدن آنها با آن ، تلاش و تعامل و همکاری با یکدیگر و مداخله در صورت نیاز.

- در دسترس بودن منابع ICT برای دانش آموزان به منظور استفاده در تحقیقات یا سایر موارد در حین درس ، طراحی و اجرای فعالیت و کسب اطمینان از مفید بودن و تناسب منابع با هدف آموزشی مورد نظر

- حصول اطمینان از ارتباط بین فعالیت مورد نظر و آنچه با ستفاده از ابزار ICT صورت می پذیرد.

 6- معلمان باید تشخیص دهند ICT  برای تدریس به دانش آموزان با نیازهای ویژه به طور خاص چه کمکی می کند تا بتوان آن ها را با برنامه های درسی همراه ساخت و بین برنامه ی درسی و نیازهای ویژه ی آنان هماهنگی ایجاد کرد.

7-معلمان باید بهترین و مناسب ترین ICT  را برای دست یابی به اهداف آموزش خود و کار کردن با آن ها را با بررسی نقادانه ی نرم افزار های خاص یا عمومی انتخاب کنند .

8- معلمان باید قابلیت های ICT  در موضوع درسی را در دانش آموزان رشد دهند و تقویت کنند . این کار به روشهای زیر انجام پذیر د.

- بحث و گفتگو در زمینه ی مهارتهای ICT  ( آموزش مهارتها در صورت لزوم ) و کاربرد های آن در آموزش

- استفاده دقیق و مناسب از واژه ها و توضیح دادن واژه های مرتبط با کاربرد ICT  در موضوع درسی

- استفاده از ICT به شکلی که الگو و مدلی مناسب برای دانش آموزان باشد و حصول از کاربرد صحیح ICT توسط آنان .

9- معلمان باید به هنگام استفاده ازICT  ، یادگیری دانش آموزان و چگونگی استفاده آنانها از ICT  را زیر نظر بگیرند و ارزشیابی کنند . آنها در ارزشیابی پیشرفت دانش آموزان باید به نکات زیر توجه داشته باشند :

- اهداف آموزشی و اجرایی ICT  مورد نیاز و چگونگی به کار گیری آن برای رسیدن به هدف را به خوبی بشناسند .

- فعالیت مبتنی بر ICT  دانش آموزان را مشاهده کرده و ر صورت لزوم در آن مداخله کنند .

- با طرح چند سؤال  دانش آموزان را به فکر کرد ن برای توجیه مناسب بودن ابزارICT  ملزم کنند

- با توجه به استانداردهای دست یابی به موضوع درسی، منابع مورد استفاده ی ICT  را بشناسند

- با نتایج استفاده از رایانه و تأثیر آن بر انتظارات معلم از یافته های دانش آموزان، آشنا باشند

- معیار هایی را که از طریق آن ها بتوان میزان تأثیر استفاده از ICT  را در یادگیری دانش آموزان اندازه گیری کرد، تعیین نمایند.

- میزان یافته های تک تک دانش آموزان را طی فرایند یک فعالیت گروهی از طریق مشاهده، ثبت داده ها، مداخله در فرایند وگفت وگو با دانش آموزا تعیین کنند

- ازب کیفیت یادگیری دانش آموزان از موضوع درسی ارائه شده توسط ICT  اطمینان حاصل کنند

- در صورت استفاده از ابزار ICT  در تدریس، برای ارزش یابی تشخیصی ، تکوینی وپایانی فعالیت های مبتنی برICT  طراحی کنند و مقررات و شرایط استفاده از ICT برای ارتقای یادگیری دانش آموزان ، سطح ادراک آنان  و نیز میزان دست یابی شان به مفا هیم را تعیین کنند

- حوزه ی وسیعی از ابزارهای ارتباطی و اطلا عاتی ومحتوای آن ها را مورد ارزیابی قرار دهند تا بتوانند انتخاب ابزارICT در طراحی درس، تدریس، ارزش یابی و مدیریت کلاس را توجیه نمایند

 

-


 

 

پيوندها


 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 

تبادل لینک

خرید بک لینک
TEXT